معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

74

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

تازيانهء حكومت « 1 » در دست بر يمينش هفتاد هزار ملك ، و بر يسارش هفتاد هزار فرشته صف بر كشيده از خدام « 2 » و خلق ، و خيل انبيا با وى روان گشته ، مجموع بر تسبيح و تقديس حضرت واجب الوجود جلّ و علا مشغول و پيش رويش « 3 » درختى به غايت نضارت و فرخندگى پديد آورده ، هر جانب كه وى روى آوردى آن درخت ، تيز پيش وى « 4 » مىرفتى و آن درخت سعادت بود « 5 » چون آدم آن صورت با سيرت مشاهده فرمود ، طوطى زبان در قفس دهان بسؤال در حركت آورد كه الهى اين « 6 » كدام بنده است كه او را به اين كرامت مخصوص گردانيدهء و به اين درجات عاليه‌اش رسانيده . خطاب آمد كه يا آدم « هذا ( محسود ) على ما آتيته » « 7 » آن بنده‌ايست كه بسبب اين نعمتها كه بوى انعام فرموده‌ام ، دربارهء وى حسد بسيار برند ، پس فرمان « 8 » خطاب آمد . كه اى آدم هيچ عطيهء بوى ارزانى مىدارى ؟ گفت بلى خداوندا ، ثلثان حسن همه ذريّت خود به او دادم ، و بعد از آنش برداشت و به سينهء خود نهاد و بوسهء در ميان دو چشم او داد و گفت « يا بنىّ لا تأسف فانت يوسف » اول كسى كه او را به اين نام خواند آدم صفى بود . و هم در عرايس امام ثعلبى « 9 » مذكور است كه حقّ تعالى جلّ جلاله همهء حسن و جمال كه بنام اولاد « 10 » آدم مرقوم بود ، مجموع را در جبين آدم وديعت نهاده بود و چون بسبب زلّت آن خلعت از وى بازگرفتند ، بعد از قبول توبه ثلثى از آن بآدم بازدادند « 11 » و ثلثان ديگر در وجه يوسف نهادند ، تا چنين مقرر

--> ( 1 ) - د : دست . ( 2 ) - د - ا : از قدام و خلف . ( 3 ) - د - ح : در پيش رويش . ( 4 ) - د - ا : پيش پيش وى مىرفتى . ( 5 ) - د - ح : درخت سعادت . ( 6 ) - د - ح : اين بنده كدامست د ( 7 ) - د - ا : اين آن بنده‌ايست . ( 8 ) - د : پس خطاب آمد . ( 9 ) - د - ح : بدون وهم در عرايس امام ثعلبى . ( 10 ) - د : كه بنام ساير اولاد آدم . ( 11 ) - د : بدون و ثلثان ديگر در وجه يوسف نهادند .